تبليغاتX
يه مسافر تك و تنها

 

 

يك مترجم خوب

 

علاوه بر عضويت در كشورمان، ما عضو جامعه ي جهاني نيز محسوب مي شويم و اين به ما هويتي جهاني مي بخشد. بنابراين كاملاً طبيعي است كه در امور جهان بيانديشيم و در بر طرف كردن مشكلاتش همكاري كنيم. در انجام اين مهم اولين و مهم ترين ابزار زبان است كه به گونه اي اجتماعي معين گشته است. هميشه نوع سخن گفتن ما منعكس كننده ي باورها و ايدئولوژي هاي ماست. اگرچه پيوندهايي نهفته در گفتمان وجود دارد و تنها مطالعه ي نقادانه ي زبان است كه اين پيوندها را آشكار مي سازد.

      به علاوه، ما مي دانيم كه فرهنگ يك ملت در ارتباط متقابل با ساير فرهنگ ها شكوفا مي شود. تنوع فرهنگي چشمان ما را به حقوق بشر مي گشايد اما اين تنوع فرهنگي صرفاً از طريق گفتگو قابل تشخيص است، كه اين نكته خود ما را به ابزار اصلي گفتگو، زبان، سوق مي دهد.

      نقش زبان در دنياي رو به رشد به وسيله ي ترجمه عينيت مي يابد و از آن جايي كه مطالعه ي نقادانه ي زبان به فرايندهاي توليد و تفسير متون و به نحوه ي شكل گيري اجتماعي اين فرايندهاي شناختي مي پردازد، مي تواند به عنوان رهيافتي تازه به مطالعات ترجمه در نظر گرفته شود.

      با گسترده شدن و پيچيده تر شدن شبكه هاي ارتباطات و اطلاعات جهان كوچك و كوچك تر مي شود. در اين فرايند سريع تبادل اطلاعات و به منظور ارتقاي ارتباطات فرهنگي ترجمه امري گريز ناپذير است و به اين دليل وجود مترجمان توانا يك نياز است.

      چنانچه قبلاً نيز گذشت، جهان در حوزه هاي متفاوت همچون تكنولوژي و آموزش دستخوش تغييراتي پيچيده است و اين تغييرات الزاماً بر سيستم هاي آموزشي بالاتر از جمله برنامه هاي آموزش مترجمي اثرگذار است.

      بر طبق شاه ولي (1997) دانش نظري و مهارت هاي عملي به تنهايي براي مواجه ساختن دانشجويان با پيشرفت هاي موجود در اين زمينه كافي نيستند. بلكه نياز به همساز كردن يك توانايي است. بنابراين تمركز بر روي به روز بودن دانشجويان و گسترش مهارت هاي مناسب ذهني، ارتباطي و برنامه ريزي آن ها ضروري است.

      آموزش مترجم وظيفه اي خطير است كه بايد اولويت ويژه اي به آن داده شود. خدماتي كه مترجمان جهت بهبود فرهنگ ها و پروراندن زبان ها ارائه مي دهند در طول تاريخ داراي اهميت بوده است. مترجمان، نمايندگان انتقال پيام از زباني به زبان ديگر با حفظ انديشه ها و ارزش هاي زير بنايي فرهنگي و گفتماني مي باشد ( ازاب دفتري، 1996).

      وظيفه ي مترجم خلق شرايطي است كه در آن نويسنده ي زبان مبدا و خواننده ي زبان مقصد مي توانند در ارتباطي متقابل با يكديگر باشند. ( لطفي پور 1997). مترجم مفهوم اصلي موجود در متن مبدا را براي خلق يك كل جديد به نام متن مقصد به كار مي گيرد ( فرحزاد 1998).

      با در نظر داشتن اين واقعيت ها در ذهن سؤالي مطرح است: چه مهارت هايي براي ارتقاي توانايي ترجمه مورد نياز است؟ و چگونه مي توان يك مترجم خوب بود؟

      اولين مرحله، مطالعه ي گسترده ي ترجمه هايي متفاوت از انواع گوناگون متون است، چرا كه ترجمه نيازمند دانشي پوياست، در حالي كه تحليل و ارزيابي ترجمه هاي گوناگون نيازمند دانشي منفعل است. بنابراين مهارت هاي پذيرا بايستي پيش از مهارت هاي زايا پرورش داده شوند، بدين معني كه دانشجويان با تقويت كردن دانش منفعل در نتيجه دانش پوياي خود را گسترش دهند. مهارت هاي پذيرا شم زباني دانشجويان را پرورش مي دهد و آن ها را براي يك ترجمه ي واقعي آماده مي سازد.

      مترجم خوب كسي است كه دانشي وسيع از دو زبان مبدا و مقصد داشته باشد. دانشجويان بايستي ژانرهاي گوناگون از جمله ادبيات مدرن، نثر معاصر، مطبوعات، مجلات، آگهي ها، اطلاعيه ها، راهنمايي ها، ... را در دو زبان مبدا و مقصد بخوانند. آشنايي با تمام اين ژانرها مهم است، چرا كه آن ها به طور ضمني ابعاد خاص فرهنگ يك زبان را منتقل مي كنند. همچنين مطالعات تخصصي – مقالات و مجلات تازه انتشار يافته درباره ي ابعاد نظري و عملي ترجمه-  نيز پيشنهاد مي شود. مقالات نه تنها مهارت خوانش دانشجويان را گسترش مي دهند، بلكه همچنين بينشي به آن ها مي دهند كه در واقع هنگام ترجمه به طور ناخودآگاه به كار گرفته مي شود.

      مهارت نگارش، به عبارت ديگر توانايي نوشتن صحيح و روان در دو زبان مبدا و مقصد، نيز داراي اهميت است. نگارش در واقع وظيفه ي اصلي مترجم است.دانشجويان بايستي با سبك هاي گوناگون نگارش و تكنيك ها و اصول ويرايش و نقطه گذاري در دو زبان مبدا و مقصد آشنا شوند. ويرايش و نقطه گذاري بر كيفيت و خوانايي ترجمه مي افزايد ( رزمجو 2002).

      به علاوه، كارآموزان مترجمي بايستي از شنوايي خوبي در دو زبان مبدا و مقصد برخوردار باشند؛ يعني گوش به زنگ باشند تا اصطلاحات گوناگون، تعبيرات، و واژه هاي خاص و كاربردشان را انتخاب كنند، و آن ها را در ذهن خود ذخيره سازند تا در آينده مورد استفاده قرار گيرند. اين همان چيزي است كه ما آن را گسترش شم زباني مي ناميم. شم زباني چيزي نيست كه در انزواي مطلق گسترش يابد؛ به علاوه، به تمرين و آموخته هايي اساسي نيازمند است و به حمايت نظريه و تجربه ي عملي احتياج دارد. شم زباني براي يك مترجم كارآمد يك ضرورت است.

      يكي از نكات مهم كه بايد در ترجمه در نظر گرفته شود درك ارزش متن مبدا در چارچوب گفتمان زبان مبدا است. براي بسط چنين دركي مترجم بايستي از تفاوت هاي فرهنگي و تدبيرات گفتماني گوناگون در زبان مبدا و مقصد آگاه باشد. بنابراين ساختار نهفته ي متن مبدا بايد به وسيله ي مترجم از طريق تدبيرات گفتماني شناخته شود.

      مترجم خوب بايستي با فرهنگ، آداب و رسوم، و فضاي اجتماعي گويندگان زبان مبدا و مقصد آشنا باشد. او همچنين بايد با گونه هاي كاربردي، سبك هاي بيان، و لايه بندي هاي اجتماعي دو زبان آشنايي داشته باشد. آگاهي اجتماعي- فرهنگي مي تواند تا حد زيادي كيفيت ترجمه ي دانشجويان را افزايش دهد. با توجه به حتيم و ماسون (1990)، احتمالاً در ترجمه ي يك متن  بافت اجتماعي متغيري مهم تر از ژانر آن متن مي باشد. عمل ترجمه در بافت اجتماعي- فرهنگي اتفاق مي افتد. در نتيجه، مهم است كه عمل ترجمه صرفاً در يك بافت اجتماعي سنجيده شود.

      بعد از گسترش قابليتي خوب در دو زبان مبدا و مقصد، احتمالاً ترجمه ي واقعي آغاز مي شود. اما يك مرحله ي مياني بين مرحله گسترش قابليت و ترجمه ي واقعي وجود دارد: آگاه بودن از منابع گوناگون فراهم آورنده ي اطلاعات و يادگيري چگونگي به كارگيري آن ها. اين منابع شامل فرهنگ هاي واژگان گوناگون يك زبانه و دو زبانه، دانشنامه ها، و اينترنت مي باشند.

      به كارگيري فرهنگ هاي واژگان خود نيز مهارتي فني مي باشد كه همه ي دانشجويان چگونگي به كارگيري آن ها را به درستي نمي دانند. واژگان در بافت هاي گوناگون معاني متفاوتي دارند و معمولاً فرهنگ هاي يك زبانه در اين خصوص از بالاترين ارزش برخوردارند. دانشجويان براي يافتن معناي مورد نظر واژگان در بافتي خاص با استفاده از فرهنگ هاي يك زبانه نيازمند تمرين در سطحي وسيع مي باشند.

      همچنين لازم است كارآموزان مترجمي با نحو گفتار غير مستقيم و صنايع ادبي گوناگون در زبان مبدا همچون مبالغه، كنايه، تخفيف (= در فن بيان كاربرد عبارت منفي براي تاكيد بر جنبه ي مثبت آن) و تلميح آشنايي داشته باشند. آگاهي از اين صناعات ادبي خلاقيت دانشجويان را گسترش داده و دانش منفعل آن ها را به مهارتي پويا تبديل خواهد كرد.

      در حالي كه شديداً بر توسعه ي توانش هاي زبان هاي مبدا و مقصد تاكيد مي شود، روش هاي توسعه ي آن ها نيز نبايد فراموش شود. كار گروهي و همكاري با همسالان هميشه در فرايند ترجمه به نتايجي بهتر منجر مي شود. دانشجوياني كه به تمرين ترجمه با همسالان خود مي پردازند خيلي راحت تر مشكلات خود را بر طرف مي كنند و همچنين خيلي سريع تر اعتماد به نفس و تكنيك هاي تصميم گيري خود را گسترش مي دهند ( رزمجو، 2002). گرچه در كار گروهي امكان اشتباه نيز وجود دارد، تجربه ي ايجاد آن اشتباهات، تشخيص و تصحيح آن ها ذهن دانشجويان را باز و آماده مي كند.  

      نكته ي مهم ديگر اين است كه مترجمان موفق معمولاً نوع خاصي از متون را براي ترجمه انتخاب مي كنند و فعاليت خود را در آن حوزه ادامه مي دهند؛ مثلاً يك مترجم ممكن است فقط آثار ادبي، كتاب هاي علمي، يا متون مطبوعاتي را ترجمه كند. حتي در ترجمه ي آآاااااااااآآآثار ادبي بعضي مترجمان ممكن است فقط ترجمه ي شعر، داستان كوتاه، يا رمان را انتخاب كنند. حتي به گونه اي تخصصي تر از آن، برخي مترجمان يك نويسنده ي خاص را انتخاب مي كنند و فقط به ترجمه ي آثار او مي پردازند. به اين دليل كه هر چه بيشتر آن ها آثار يك نويسنده ي خاص را ترجمه كنند، بيشتر با ذهن، انديشه، و سبك نگارش او آشنا مي شوند. و هر چه بيشتر يك مترجم با سبك نويسنده اي آشنا شود ترجمه اي بهتر را ارائه خواهد داد.

      لازم است كه ترجمه در محيطي دانشگاهي تمرين شود؛ جايي كه كارآموزان زير نظر اساتيد خود هم به فعاليت هاي عملي و هم به ابعاد نظري جهت افزايش معلومات خود بپردازند. در محيط دانشگاهي مقالات، مجلات و كتاب هاي تازه انتشار يافته در دسترس كارآموزان مي باشند. پس كارآموزان با مطالعه ي آن ها با مترجمان خوب و آثار آن ها و تطبيق آن ها با متون اوليه آشنا مي شوند. به اين ترتيب كارآموزان قدرت مشاهده، بينش، و تصميم گيري خود را افزايش مي دهند و اين به افزايش انگيزه و گسترش مهارت هاي ترجمه منتهي مي شود.

      بنابراين اكنون آموزش مترجمي به عنوان رشته اي مهم در دانشگاه ها و مستقل و جدا از رشته ي  آموزش زبان خارجي شناخته مي شود. اين نكته منعكس كننده ي حقيقتي است كه معمولاً و به طرزي اشتباه جا افتاده است و آن اين كه هر كسي زبان خارجي مي داند مي تواند يك مترجم باشد. ترجمه در شناخت بين المللي مهم مي باشد. بنابراين در اين دنياي وسيع با ارتباطات و اطلاعات گسترده ما به مترجماني توانا احتياج داريم كه با دانش نظري و مهارت هاي عملي خود كارشان را به خوبي انجام دهند. اهميت دانش نظري در اين حقيقت نهفته است كه اين دانش به مترجمان كمك مي كند تا بفهمند چگونه انتخاب هاي زبانشناسي در متون روابط ديگري  بين فرستنده و گيرنده همچون روابط مستحكم را منعكس مي كنند و چگونه متون گاهي اوقات براي حفظ يا ايجاد نابرابري هاي اجتماعي به كار مي روند. ( فركلاف، 1989).

      و سرانجام مهم است بدانيم براي اين كه مترجمي خوب باشيم بيش از يك فرهنگ واژگان لازم است و مترجمان يك شبه مترجم نمي شوند. براي اين كه مترجمي خوب باشيم لازم است كه در هر دو زبان مبدا و مقصد به مقدار قابل ملاحظه اي سرمايه گذاري كنيم. اين يكي از بحث برانگيزترين كارهاست كه بين دو دنياي گفتماني متفاوت با اطمينان و به دقت تغيير وضع ايجاد كنيم. فقط تعليم پيچيده و نظام مند در آموزش مترجمي موجب ارتقاي مترجمان موفق مي شود. و سخت ترين قسمت كار ترجمه زماني آغاز مي شود كه كارآموزان مترجمي فارغ التحصيل مي شوند.

 

 

 

                                                                                                                        

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/04/09ساعت 19:30 توسط شاپرک |

 
خطاطي نستعليق آنلاين